محرم و نا محرم از نگاه اسلام بخش پایانی  فاطمه علیهاالسلام در صحراي محشر دلیل عقلی بر لزوم وجود حجت وقتی عمر از علی علیه السلام می گوید!
محرم و نا محرم از نگاه اسلام بخش پایانی
فاطمه علیهاالسلام در صحراي محشر
دلیل عقلی بر لزوم وجود حجت
وقتی عمر از علی علیه السلام می گوید!

 

عصر خلافت امام علی (ع) بود، آن حضرت در یکی از سفرها، از فاصله دور به طرف کوفه می آمد، یکی از یهودیان (یا مسجد) نیز در همان راه حرکت می کرد و به سوی اطراف کوفه می رفت، آن کافر به علی (ع) رسید (ولی علی (ع) را نمی شناخت) و با هم به سفر خود ادامه دادند، تا بر سر دو راهی رسیدند که یکی راه کوفه بود و دیگری راه اطراف کوفه بود.

یهود دید که علی (ع) به راه کوفه نرفت، بلکه در همان راه که خودش حرکت می کرد، حرکت کرد، یهودی از علی (ع) پرسید: مگر نگفتی که من عازم کوفه هستم؟ امام علی: آری گفتم. یهودی: (پس چرا به راه کوفه نرفتی و در این راه با من می آیی، با اینکه راه کوفه را می دانی؟). امام علی: این، برای نیکو پایان دادن به رفاقت است، چرا که هر انسان رفیق راهش را، هنگام جدایی، تا چند قدم، بدرقه می کند، که پیامبر ما این گونه به ما دستور داده است. یهودی: براستی پیامبر شما، این گونه دستور داده است؟ امام علی: آری. یهودی: پس مسلما هر کس از پیامبر شما پیروی کرده، به خاطر این کارهای بزرگوارانه و این خصلت نیکو بوده که از او دیده است. (در همین هنگام که نور درخشان اسلام بر قلب یهودی تابیده بود، گفت: من تو را گواه می گیرم که بر دین تو هستم و دین تو را پذیرفتم، یهودی همراه امام علی (ع) به سوی کوفه آمد، در کوفه آن حضرت را شناخت که خلیفه مسلمانان و امیرمؤمنان است، اسلام را پذیرفت و رسما مسلمان شد. ( 1)

منبع :اصول کافی باب حسن الصحابه و حق الصاحب فی السفر، حدیث 5، ص 670 ج 2



:: مطالب مرتبط : امام علی (ع)
دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٥
خادم الحسین (ع)

 

 

افسران جوان جنگ نرم

طراحی و اجرا : زائر بهشت |